تبليغاتX
گرنک
یک روز زیبای بارانی در ...
  • مربوط به موضوع »

یه روز زیبای بارونی در باغ نظر:

خداییش سرسبزی رو حال می کنین؟

نمی دونین چه هوایی داشت:

اینم زیبایی قطره های بارون روی برگ های کاج:

ببخشید اگه عکسا کیفیت خوبی ندارن آخه با موبابل گرفتم.

اونوقت می گیم جایی برای رفتن و نفس تازه کردن نداریم.

تو یه روز به این قشنگی یه باغ به این زیبایی باید خالی باشه؟

سبز باشید همچون باغ نظر



کجای کارمون خرابه که...
  • مربوط به موضوع »

درود بر دوستان

تا حالا شده از درد بلایی که سرتون میاد طوری اعصابتون داغون بشه که فکر کنید هیچ حرفی نمی تونه اون درد رو نشون بده؟ تا خالا شده با پیشامدی روبرو بشین که دیگه حرفتون نیاد؟

خدایی ما به کجا داریم می ریم؟ خداوکیلی اینایی که هر روز یه بامبول سر مردم در میارن فکر می کنن آخر سیاست و آخر مملکت داری و آخر همه ی آخرا هستن؟

من که فکر فکر می کنم به خدا فقط می خوان که این ملت بدبخت بیچاره رنگ خوش بختی نبینه. به خدا فقط می خوان که آب خوش از گلوی مردم پایین نره. به نام قانون و مقررات فقط خون مردم رو تو شیشه کردن و این مردم فلک زده ی رگ غیرت خشکیده هم هیچ بخاری ازشون بلند نمی شه و هرچی بیشتر تو سری بخورن بیشتر جلوشون دولا و راست می شن. ای خدا اینا که آمار درست و حسابی به کسی نمی دن ولی بازم با همه ی دروغاشون می گن که چقد بیکار و مجرم و مفسد تو کشورمون داریم. آخه مگه کسی مرض داره معتاد بشه؟ مگه آزار داره زن و دختر مردم رو ...

به خداوندی خدا باعث و بانی این همه نا امنی و مرض تو جامعه خودشونن. یه جوون با هزار دردسر و قرض و قوله و بدبختی و بیچارگی می خواد یه کاری برای خودش راه بندازه. حالا مگه می ذارن؟ اینقد سنگ جلوی پای این بدبخت می اندازن که عطای کار آبرومندانه رو به لقای مه سیمای آقایون می بخشه و میگه مگه خرم گم شده که با این همه التماس و دوندگی و خواری و ذلت پیش هر کس و ناکسی سر خم کنم و آخرم به جایی نرسم؟ خدا داده کار کاذب ، کار کور. آخرش اینه که یه مثقال ... خرید فروش می کنم اندازه ی یه ماه کارگری پول گیرم میاد. خداییش غیر اینه؟

به خدا وقتی برای کاری به مراکز نیروی انتظامی ، راهنمایی و رانندگی و حتی ادارات دیگه مراجعه می کنی ، انگار که دزد یا قاتلی اینقدر بد و زننده با آدم رفتار می کنن که خودت فکر می کنی شاید واقعا یه جرمی چیزی مرتکب شدی و خبر نداری.

به خدا در کشورهای دیگه ی دنیا مردم وقتی پلیسشون رو می بینن شاد می شن. شارژ می شن. آخه پشتشون گرم می شه. احساس امنیت می کنن. ولی تو مملکت ما به خدا وقتی پلیس رو می بینیم می ترسیم. آخه چرا؟ چرا باید اینطوری باشه؟ برای اینکه پلیس ما مرض داره . یه آدم سالم آبرودار که تو خیابون رد می شه اینقدر بد بهش نگاه میکنن که آدم به خودش شک می کنه. مگه می شه بهشون حرف زد؟ اگه خدای نکرده یه بار ازش پرسیدی چیه؟ چرا اینجوری نگاه می کنی؟ به خدا با لگد و کتک کاری می اندازن عقب ماشین می برنت. ولی یه آدم معتاد یا آدمی که سرو وضع نامناسبی داشته باشه یا کسی که حتی مردم به بدی می شناسنش خیلی قشنگ سرشو می گیره بالا با کبکبه و دبدبه از همه جا رد میشه ، آقای پلیس هم حالا براش یه دست تکون نده ولی خیلی عادی و بدون هیچ نگاه چپ چپی رد می شه و دنبال آدم حسابی می گرده تا بهش گیر بده.

عندالله این چه وضع مملکت داریه؟ چرا نمی ذارین مردم کارشون رو بکنن؟ چرا هی دم به دقیقه تو کار مردم سنگ اندازی می کنین و گره تو کارشون می اندازین؟ به خدا این رسمش نیست . نکنین کاری که تو دنیا نتونیم سرمون رو بلند کنیم. چرا از کشورهای پیشرفته فقط قانونمندی مردمش رو می بینین؟ آخه اون بابا که اینقدر به قانون پایبنده همون قانون هزارجور ازش حمایت می کنه. بستری رو براش فراهم می کنه که بتونه یه کار آبرومندانه داشته باشه و روی پای خودش وایسه و برای کشورش مفید باشه. به خدا به این نتیجه رسیدم که فقط باید به فکر پول در آوردن بود. دیگه فرقی نمی کنه کارش چی باشه و چه نفع یا ضرری می تونه برای دیگران داشته باشه. مگه مرض دارم فکر پیشرفت و مردم و مملکت و این حرفا باشم؟ والله




نگذاریم این یک ذره امنیت هم از دست برود
  • مربوط به موضوع »

به نام یگانه یکتا

ما مردم کازرون دیگه به این حرفا که کازرون صاحب نداره و هیچ عمران و آبادانی تو این شهر انجام نمی شه باور پیدا کردیم و واقعا هیچ چشمداشتی هم از هر کارگزاری که روی کار میاد نداریم. یعنی گمان می کنیم که جلوگیری از پیشرفت این شهر از یه جاهایی و یه جریاناتی که کاملاً  پهنانیه آب می خوره و یه دستایی تو کاره که نمی خوان کازرون آباد بشه. حالا این که این اندیشه تا چه اندازه درست یا نادرست هست تنها با گذشت زمان و پیشامدهای آینده روشن می شه.گزاره ای که اکنون می خوام دربارش بنویسم یه چالش بزرگ و اگه جلوش گرفته نشه یه فاجعه ی امنیتی تو این شهر کوچیکه. خوشبختانه شهر کازرون از دیدگاه ترابری درون شهری و جابحایی مسافران نمی گم بی کم و کاسته ولی در برابر شهرهای دیگه با دشواری های کمتری روبرو هست. و از دید من ، تنها بد رفت و آمدی برخی خیابان ها کمی کار مسافران رو سخت می کنه که اون هم با رفت و آمد اتوبوس های اتوبوسرانی شهری کمی بهبود پیدا کرده. روی هم رفته نمی تونیم بگیم  سامانه ترابری ناکارآمدی داریم.چالشی که سخن از آن رفت دیر زمانی هست که من رو به اندیشه فروبرده و ترس از این دارم که رایج بشه ، مسافر کشی با خودروهای شخصی در خیابان های شهرهست. شوربختانه به تازگی دیده می شه که برخی با خودروهای شخصی که بیشتر خودروهای مسافرکش میان شهری و بیشتر از روستاهای دور و بر هستند جلوی پای مسافران پیاده در کنار خیابان ترمز می کنند و برخی مسافران نا آگاه از این که در کازرون مسافرکش شخصی نداریم سوار می شن. باز هم بدبختانه بیشتر این مسافران نا آگاه دانشجویان دانشگاه آزاد کازرون هستند که بیشتر ، از شهرهایی به اینجا آمده اند که در آن ها خودروهای مسافرکش شخصی دارند و با این اندیشه که کازرون هم مانند شهرهای خودشان از این برنامه برکنار نیست با آسودگی سوار این گونه خودروها می شن. من گمون نمی کنم کسی از کارگزاران شهر این نوشته رو بخونه. ولی اگر ناخواسته چشم گرامی یکی از آقایان ارجمند به این نوشتار خورد ، من در جایگاه یک شهروند دلبسته به شهر و مردم و آبرو و امنیت شهرم از شما خواهش می کنم با کارهایی که خودتون بهتر می دونید جلوی دگرگونی کازرون را به شهری که مسافرکش شخصی داشته باشه بگیرید و نگذارید این اندک امنیت و آسودگی هم که برامون مونده با اومدن این آیین زشت و نابجا از میان بره. و همچنین امید دارم که مردم شهر و شاید برخی از دانشجویان ارجمند این نوشتار رو بخونن و با آگاهی از این جستار دیگه سوار خودروهای شخصی مسافرکش نشن و امنیت و آسایش خودشون رو پیشکش شتاب در کارها نکنند و هرگاه مسافرکش های شخصی جلوشون ترمز کردند افزون بر سوار نشدن شماره ی پلاک خودرو رو هم بردارند و به .... * بدهند.

 ..........................................................................................................................................................

*از شما دوستان ارجمند خواهشمندم در این باره هرکدام به فراخور اندیشه ی خود ، جای نقطه چین را برای همشهریان گرامی  پر کنید.



به نظر شما تحجر چیست؟ به عهد پارینه سنگی بازگشتن یا با سنگ به ستیزه برخاستن؟
  • مربوط به موضوع »

گرز بهرام شکست

بخشی از نفیس ترین نقش برجسته های موجود در مجموعه ساسانی تنگ چوگان در شهرستان کازرون بر اثر اصابت پتک یا وسیله مشابه دیگری شکسته شده است.

بر اثر این آسیب دیدگی گرز آویزان از اسب بهرام در دوم نقش برجسته در ضلع غربی تنگ چوگان به کلی شکسته شد و از بدنه کوه جدا شده است.

عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: وقوع چنین مشکلی گرچه در مجموعه باستانی تنگ چوگان بسیار نادر است اما به دلیل شرایط نامطلوب حفاظتی و همچنین ناکافی بودن نیروهای حفاظتی کاملا بدیهی به نظر می رسید زیرا حفاظت از نقوش برجسته تنگ چوگان با وجود ارزش فراوان تاریخی تا به امروز به صورت کاملا سنتی و فقط با سرکشی مأموران حفاظتی صورت می گرفته است.

نقش برجسته و قسمتی که تخریب شده است (قبل از آسیب)

محسن عباسپور گفت:‌ در تنگ چوگان شش نقش برجسته نفیس و منحصر به فرد ساسانی وجود دارد که در فاصله بسیار کمی از یکدیگر قرار گرفته اند در حالیکه یکی از آنها به هیچ وجه حتی یک حفاظ ساده هم ندارد، یکی دیگر نیز تنها با یک فنس کشی محفوظ مانده و چهار نقش برجسته دیگر که در ضلع غربی تنگ چوگان واقع شده اند یک فنس کشی ساده دارند که هر انسانی به راحتی می تواند در طول شبانه روز از این فنس کشی عبور کند.

وی اظهار داشت: حال در نظر داشته باشید نیروهای حفاظتی تنگ چوگان بخواهند در چنین شرایطی و بدون نورپردازی مناسب در محل و بدون استفاده از تجهیزات الکترونیکی از این گنجینه ها حفاظت کنند و بدیهی است که ضریب امنیتی نقش برجسته ها در چنین شرایطی به شدت پایین آمده و راه را برای هرگونه سواستفاده ای باز می گذارد.

عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان گفت:‌ تمام این موارد در حالیکه این گنجینه های باستانی بدون حتی یک دوربین مداربسته و بدون هیچگونه کنترل الکترونیکی و تنها با اتکا به سرکشیهای ماموران کنترل میشده اند.

عباسپور تاکید کرد: مجموعه ضعفهای یاد شده راه را برای آسیب اخیر به نقش پیروزی بهرام بر اعراب باز کرد و شخص یا اشخاصی از این ضعفها استفاده کرده و گرز بهرام را که از اسب وی آویزان است با ضربات پتک یا وسیله مشابه دیگری کندند و از کوه جدا و در محل رها کردند.

وی اظهار داشت: در اثر این آسیب تقریبا تمامی گرز شکسته شده اما شخص یا اشخاصی که چنین آسیبی را وارد کردند به هر دلیلی قطعات شکسته شده را در محل رها کرده و رفته اند به نظر می رسد نزدیک به 20درصد از گرز به طور کلی از بین رفته باشد و در صورت استفاده از یک گروه مرمتی ماهر بتوان 80درصد باقیمانده را در جای خود نصب کرد.

عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان افزود: بدون شک ضربه به این نقش برجسته نفیس تاریخی، یک هشدار جدی به وضعیت حفاظتی این نقوش و سایر نقوش مشابه در سراسر ایران است زیرا چنین گنجینه های ارزشمندی، بزرگترین کتابهای مصور تاریخ ایران هستند و نمی توان به راحتی از کنار چنین آسیب هایی عبور کرد.

گرزی که در نقش برجسته تخریب شده است

عباسپور تصریح کرد: در شهرستان کازرون که یکی از مناطق تاریخی حائز اهمیت به ویژه در دوران ساسانیان است، نقش برجسته های مشابه دیگری نیز وجود دارد که وضعیت حفاظتی آنها به مراتب حتی نگران کننده تر از نقش برجسته های تنگ چوگان است نقش برجسته بهرام در سرمشهد، نقش قندیل و نقش پریشو از جمله این نقوش پر ارزش تاریخی هستند که با وجود قرارگیری در نقاطی کم تردد، حتی یک فنس کشی ساده را هم در اطراف خود ندیده اند.

برگرفته از: پایگاه خبری تحلیلی انتخاب



بار دیگر حادثه برای محیط بان
  • مربوط به موضوع »


شکارچی غیرمجاز محیطبان ایلامی را هدف گلوله قرار داد
یکی از محیطبانان استان ایلام در عملیات تعقیب و گریز متخلفان شکار و صید، هدف گلوله
شکارچی غیرمجاز قرار گرفت و مجروح شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، روز گذشته محیطبان سید علی موسوی به همراه همکارانش در

منطقه حفاظت شده «کولک» متوجه حضور شکارچیان غیرمجاز در منطقه شدند و برای دستگیری

این افراد اقدام کردند.

این شکارچیان دو کل و بز وحشی را شکار کرده بودند که به محض مشاهده محیطبانان اقدام

به فرار کردند.

حین تعقیب و گریز، یکی از شکارچیان محیطبانان را هدف قرار داد و به سوی آنان تیراندازی

کرد و یکی از گلوله ها به کتف چپ محیطبان موسوی اصابت کرد و او را مجروح کرد.

اکیپ شکارچیان غیرمجاز در محدوده «تنگ تاریکه» دستگیر شدند اما فرد ضارب متواری شد.

محیطبان موسوی که از ماموران یگان محیطبانی «صالح آباد» از توابع شهرستان مهران است

، پس از این واقعه به بیمارستان امام خمینی شهر ایلام منتقل شد.

غلامحسین کاظمی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان ایلام درباره وضعیت محیطبان

موسوی گفته است: حال وی خوب و رضایت بخش است و جای نگرانی نیست.

او درباره شکارچی متخلف متواری شده نیز گفته است: این فرد شناسایی شده اما در

حال حاضر متواری است. مأموران نیروی انتظامی بخش صالح آباد نیز وی را تحت تعقیب قرار داده اند.

                                                                                                      خبرگزاری مهر

 

حالا ببینیم در مقابل این اقدام پلید چه واکنشی انجام می شه.